جلال جلالى زاده
100
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
جانشينى ولىأمر . نور / 55 ، أعراف / 129 إستدانه : وامخواهى و إقتراض . بقره / 282 إسترداد : بازگرداندن چيزى پس از تحويل دادن . أسباب استرداد : إستحقاق ، عقود ، پايان يافتن مهلت در عقود موقت ، عقود باطل ، عقود متوقف بر اجازه ، قبض به ناحق ، تعلق حق به چيزى ، رفع ممنوعيت از محجور ، فسخ عقد در عقود معاوضه ، پرداخت دين در رهن . إستسعاء : كوشش نمودن ، تلاش برده براى آزادى باقيمانده خود هرگاه برخى از آن آزاد شده باشد . إستسقاء : درخواست باران از خدا به وسيله نماز و دعا . أعراف / 160 ، بقره / 60 إستشهاد : گواهىخواهى . نساء / 15 ، بقره / 282 إستصحاب : حكم به بقاى چيزى است كه وجود سابق آن مسلم و وجود فعلى آن مشكوك باشد و داراى اقسامى است : 1 - استصحاب إباحه أصلى 2 - عدم أصلى 3 - شرعى 4 - حال 5 - حكمى 6 - موضوعى 7 - وجودى . إستصلاح : بناى احكام فقهى بر مصالح مرسله ، منظور از مصلحت مرسله مصلحتى است كه دليلى از سوى شارع بر صحت يا بطلانش بيان نشده باشد اين گونه مصلحت به شرط اينكه ضرورى قطعى و كلى باشد لازم الرعايه است . استصناع : عقدى است كه براى ساختن كالايى كه در ذمه عامل است براساس سفارش خريدار منعقد مىشود ، بيع چيزى قبل از ساخته شدن آن ، برخى از فقها آن را مواعده دانستهاند ، عدهاى آن را وعدهاى دانستهاند كه بر سازنده لازم نيست . إستطابه : همان استنجاء است . إستطاعة : قدرت بر انجام كارى بدون تحمل مشقتى كه در توان فرد نباشد و آن بر چند قسم است : مالى ، بدنى ، فردى ، استطاعت